نظریه تربیت بصیرتگرا
باتوجه به نزدیک بودن روز شهادت استادمرتضی مطهری مقاله ای رو با عنوان "نظریه تربیت بصیرتگرا" برگرفته از آثار اون شهید بزرگوار قرار داده امید است باعث رضایت قلب نازنین قطب عالم امکان حضرت بقیه الله روحی له الفداء گردد...
نظریه تربیت بصیرتگرا
برگرفته ازآثار شهید مطهری
تهیه و تنظیم:
محمد عامری راد
بهار 1390
اساسا وظیفه دین تربیت و هدایت آدمی است و هدایت واقعی و مقرون به سعادت تنها از ناحیه دین و تعالیم آسمانی والهی آن قابل حصول است . در اینجا مراد از تربیت بصیرتگرا، ربوبی شدن انسان است.
تربیت بصیرتگرا فرایندی است که آدمی تنها با روشن بینی تصمیم و پای ورزی وبه عبارتی بااستفاده ازعقل عملی می تواند آنرا طی کند که باغوردرآثارشهیدمطهری میتوان به این نظریه دست یافت.
پس از بیان این مقدمه به اصل بحث پرداختیم که اسلام دین جامعی است و در همه زمینه ها برنامه دارد وعلم رامحور و علم آموزی را لذت بخش و درحدودی واجب دانسته زیرا علم آموزی حدی یقف ندارد بعد به مساله شاگردی و معلمی در نظریه تربیت بصیرتگراپرداخته ونکاتی را درباب این نظریه بیان کردیم بعد از آن عوامل تربیت بصیرتگرا را در 7 بند بررسی کرده ونظام آموزشی مبتنی براین نظریه را ترسیم کرده ایم.
درباب تربیت ازمنظراسلام نظریات متعددی مطرح شده امانظریه تربیت اسلامی بارویکرد تربیت بصیرتگرا از منظر جدیدی به تعلیم و تربیت دینی می پردازد . در این رویکرد تربیت دینی نه تنها معنا دار و ممکن بلکه امری لازم و ضروری است چرا که اساسا وظیفه دین تربیت و هدایت آدمی است و هدایت واقعی و مقرون به سعادت تنها از ناحیه دین و تعالیم آسمانی والهی آن قابل حصول است . در اینجا مراد از تربیت بصیرتگرا، ربوبی شدن انسان است چیزی که متضمن عناصری نظیر شناخت، باور، انتخاب و عمل بوده و عبارت است ازفرایندی که آدمی تنها با روشن بینی تصمیم و پای ورزی وبه عبارتی بااستفاده ازعقل عملی می تواند آنرا طی کند . مضمون این فرایند یعنی ربوبی شدن خروج از سلطه عوامل غریزی , محیطی و اجتماعی است رویکرد تربیت بصیرتگرا در مخالفت با آموزه های سکولاریستی و به عنوان یک موضع صریح تربیتی برخاسته از متن دین معتقد است تربیت دینی فرایندی است که آدمی را برای نحوه خاصی از حیات مهیا می سازد این نحوه زندگی بر مبنای اصول , قواعد و راهبردهایی از پیش تعیین شده ای شکل می گیرد که توسط دین در قالب عقاید و شریعت به آدمی عرضه گردیده است. بدین معنا، دین برنامه ای برای زندگی است و آموزه های آن با تمامی ابعاد حیات آدمی در این دنیا پیوند دارد و مهمترین نقش تربیت بصیرتگرا تقویت این پیوند و به روز نمودن آن است این بصیرت همان نگرش همراه با معرفت و شناخت است که می تواند ایمان و عمل دین را تقویت نماید و انسان را در مسیر هدایت و ربوبی شدن قرار دهد . بنابراین تنها راه سعادتمند شدن انسان , بهره مندی او از تعلیم و تربیت دینی است دراین بین شهید مطهری متفکر برجسته ای است که مطالعه آثار وی و غور در تفکراتش نه تنها دید افراد را نسبت به مسائل مختلف وسیع تر و کامل تر می نماید بلکه به افراد شیوه اندیشیدن، عدم تقلید کورکورانه و تحلیل منطقی را نیز یاد می دهد، چرا که به راستی شیوه استاد در نگارش و بیان مطالب، بسیار منطقی و دقیق است . در این مجال ، نگاهی هر چند گذرا به تفکرات این شهید بزرگوار درباره تربیت بصیرتگرا خواهیم داشت.
جامع وخاص بودن شاخصه تربیت بصیرتگرا:
از آنجا که شهید مطهری اسلام را دینی جامع و همه جانبه می داند ویکی ازشاخصه های تربیت بصیرتگراخاص بودن آن مکتب آموزشی است که قرار است برای همه انسانها راهنما باشد، تعلیم و تربیت را نیز به عنوان بخشی از مکتب اسلام قابل بررسی گسترده می داند و برای آن اهمیت بسیاری قائل است. وی معتقد است در اسلام قطعا برنامه آموزشی مشخصی وجود دارد . " تعلیم و تربیت، بحث ساختن افراد انسانها است. یک مکتب که دارای هدفهای مشخص است و مقررات همه جانبهای دارد و به اصطلاح سیستم حقوقی و سیستم اقتصادی و سیستم سیاسی دارد، نمیتواند یک سیستم خاص آموزشی نداشته باشد؟! " (مطهری ،1373تعلیم و تربیت در اسلام ، ص 16 )
علم محوری شاخصه دیگر تربیت بصیرتگرا:
شاخصه دیگرعلم محوربودن دراین بین شهید مطهری علم آموزی را برای همه اعم از زن و مرد لازم میداند و معتقد است در اسلام هم به زنان و هم به مردان توصیه شده که علم بیاموزند و تفاوتی در توصیه به علم آموزی بین زنان و مردان وجود ندارد . "طلب العلم فریضة علی کل مسلم، از مسلمات احادیث نبوی است، و مسلم در اینجا خصوصیت ندارد و مقابل مسلمه نیست. اصلا صیغه مذکر در زبان عربی برای خصوص مرد وضع نشده. صیغه مذکر وقتی که در مقابل مؤنث قرار بگیرد اختصاص به مرد دارد، ولی وقتی که مقابل مؤنث قرار نگیرد معمولا برای اعم است " (مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام،1373 ،ص28 )
لذت معنوی علم آموزی درتربیت بصیرتگرا:
از دیدگاه شهید مطهری درتربیت بصیرتگرا علم آموزی یکی از ابعاد معنوی انسان است و فقط بعد مادی آن مطرح نیست . " انسان، دانش و آگاهی را تنها از آن جهت که او را بر طبیعت مسلط میکند و به سود زندگی مادی اوست، نمیخواهد. در انسان غریزة حقیقت جویی و تحقیق وجود دارد، نفس دانایی و آگاهی برای انسان، مطلوب و لذت بخش است. علم گذشته از اینکه وسیلهای است برای بهتر زیستن و برای خوب از عهدة مسؤولیت برآمدن، فی حد نفسه نیزمطلوب بشر است. انسان اگر بداند رازی در ورای کهکشانها وجود دارد ودانستن و ندانستن آن تأثیری در زندگی او ندارد، باز هم ترجیح میدهد که آن را بداند. انسان طبعا از جهل فرار میکند و به سوی علم میشتابد. بنابراین، علم و آگاهی یکی از ابعاد معنوی وجود انسان است.( مطهری،انسان در قرآن،1373 ، ص18 )
وجوب علم آموزی درتربیت بصیرتگرا:
درتربیت بصیرتگرا علم گاهی فراتر از کسب لذت معنوی است و بر انسان واجب می گردد، چرا که واجب است مسلمان علم به قضایایی داشته باشد تا بتواند وظیفه اش را به خوبی انجام دهد. "بعضی علم ها واجب عینی است، یعنی خود آن علم به عنوان یک اعتقاد بر هر مسلمانی لازم و واجب است، مثل معرفةالله، علم بالله و ملائکته و کتبه و رسله و الیوم الاخر، آن مقدار که مقدمه ایمان یا از شرایط ایمان است ...علم یا خودش هدف است و یا مقدمه است برای هدفی. هر جا که خودش هدف است، واجب است، مثل همین اصول عقاید. هر جا هم که خودش هدف نیست. اگر هدفی از هدف های اسلامی متوقف به آن باشد، از باب مقدمه واجب، واجب میشود...وظیفهای از وظایف اسلامی که نیازمند به علم باشد، همان علم برایش(مسلمان ) واجب میشود به عنوان یک واجب نفسی تهیوی، یعنی واجبی که ما را آماده میکند برای واجب دیگر، واجبی که نوعی واجب مقدمی است "(مطهری ، تعلیم و تربیت از دیدگاه اسلام ، 1373 ، ص31).
بی حدبودن علم آموزی درتربیت بصیرتگرا:
همچنین دریای علم بارویکردبصرتگرایی از دیدگاه شهید مطهری بدون ساحل است و تعلیم و تربیت و آموختن، حد معین ندارد. "(آموختن علم) در هر زمانی به هر حدی که امکان دارد، به همان حد واجب است " (مطهری،تعلیم و تربیت از دیدگاه اسلام ،1373، ص32-30 ).
شهید مطهری نوعی از تربیت بصیرتگرا در جامعه رااین چنین بیان می کند: "فریضه علم از هر جهت تابع میزان احتیاج جامعه است. یک روز بود کهکشاورزی و صنایع مورد احتیاج و تجارت و سیاست، هیچکدام علم و تحصیل لازم نداشت. مردم با شاگردی کردن مختصر پیش آهنگر یا نجار یا تاجر، وکار کردن زیر دست یک سیاستمدار یا صنعتگر یا تاجر، سیاستمدار و صنعتگرو تاجر میشدند . اما امروز وضع دنیا عوض شده و احتیاجات جامعه عوض شده، هیچ یک از آن کارها به طرز مناسب بادنیای امروز و به شکلی که بتواند با قافله زندگی هماهنگ بشود بدون علم وتحصیل میسر نیست. حتی کشاورزی هم باید روی اصول علمی و فنی باشد. یک بازرگان تا درس اقتصاد نخوانده باشد نمیتواند بازرگان حسابی باشد. یکسیاستمدار تا درس سیاست نخوانده باشد نمیتواند در دنیای امروز سیاستمدار خوبی باشد. کسب و کارهائی امروز پیدا شده که بدون سواد ودرس و تخصص ممکن نیست. نوع آن کارهائی که درگذشته با تمرین مختصر یا شاگردی مختصر زیر دست یک نفر میشد یاد گرفت، حالا اینقدر فرق کرده کهجز در دبیرستان های حرفهای یا دانشکدههای فنی و غیره نمیتوان آنها را یادگرفت. اکثر کارها تکنسین و متخصص فنی لازم دارد(مطهری ،ده گفتار،1368،ص168 و169)
معلم درتربیت بصیرتگرا:
تفکرات شهید مطهری(ره) بیانگر پیشرو بودن وی در بسیاری از مسایل از جمله تعلیم و تربیت است. ازنظر وی معلم درتربیت بصیرتگرا وظیفه اش بسیار فراتر از این است که صرفا به ارائه یک سری اطلاعات به شاگردان مشغول گردد بلکه معلم وظیفه دارد شاگردان را عاقل تربیت کند و نه صرفا عالم .
"ما دو مسأله داریم ، یکی مسأله پرورش عقل، و دیگر مسأله علم. مسأله علم همان آموزش دادن است... هدف معلم باید بالاتر باشد و آن اینست که نیروی فکری متعلم را پرورش و استقلال بدهد و قوه ابتکار او را زنده کند ... به هر حال خیال نمیکنم این مسأله جای تردید باشد که در آموزش و پرورش، هدف باید رشد فکری دادن به متعلم و به جامعه باشد. تعلیم دهنده و مربی هر که هست : معلم است، استاد است، خطیب است، واعظ است. باید کوشش کند که [به شخص] رشد فکری یعنی قوه تجزیه و تحلیل بدهد،نه اینکه تمام همش این باشد که هی بیاموزید، هی فراگیرید، هی حفظ کنید. در این صورت چیزی نخواهد شد "(مطهری،تعلیم و تربیت از دیدگاه اسلام ، 1373،ص18-24) "حضرت موسی بن جعفر (ع) خطاب به هشام اینطور میفرماید : " یا هشام ان الله تبارک وتعالی بشّر اهل العقل و الفهم فی کتابه فقال " خدا اهل عقل و فهم رابشارت داده و فرموده : " فبشّر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه. از این حدیث کاملا پیداست که (درتربیت بصیرتگرا) یکی از بارزترین صفات عقل برای انسان همین تمییز و جدا کردن است، جدا کردن سخن راست از سخن دروغ، سخن ضعیف از سخن قوی، سخن منطقی از سخن غیر منطقی، و خلاصه غربال کردن. عقل آنوقت برای انسان عقل است که به شکل غربال دربیاید، یعنی هر چهرا که وارد میشود سبک سنگین کند، غربال کند، آنهایی را که به درد نمیخورد دور بریزد و به درد خورها را نگاه دارد. "(مطهری ،تعلیم و تربیت در اسلام ،1373، ص38)
قوه تجزیه و تحلیل درتربیت بصیرتگرا:
یکی ازنتایج تربیت بصیرتگرا تقویت قوه تجزیه و تحلیل است که موجب می شود افراد به علم روی آورند و نه تقلید . "در اسلام گرایش عن علم است نه عن تقلید "(مطهری ،تعلیم و تربیت از دیدگاه اسلام ، 1373 ، ص 31 ) قرآن اساسش بر مذمت کسانی است که اسیر تقلید و پیروی از آباء وگذشتگان هستند و تعقل و فکر نمیکنند تا خودشان را از این اسارت آزاد بکنند. هدف قرآن از این مذمت چیست؟ هدف قرآن تربیت است. یعنی درواقع میخواهد افراد را بیدار کند که مقیاس و معیار باید تشخیص و عقل و فکر باشد نه صرف اینکه پدران ما چنین کردند ما هم چنین میکنیم. "( مطهری ،تعلیم و تربیت از دیدگاه اسلام ، 1373 ، ص 31)
نکاتی درباب تربیت بصیرتگرا:
درتربیت بصیرتگرا پرورش عقل وپروبال دادن به عقل آنچنانکه گفته شد از اهمیت بالایی برخوردار است لذا نکاتی باید مورد توجه قرار بگیرد :
1. لزوم توام بودن عقل و علم درتربیت بصیرتگرا :
"عقل و علم باید با یکدیگر توأم باشد، و این نکته بسیار خوبی است. اگر انسان تفکر کند ولی اطلاعاتش ضعیف باشد، مثل کارخانهای است که ماده خام ندارد یا ماده خامش کم است، قهرا نمیتواند کار بکند یا محصولش کم خواهد بود. محصول بستگی دارد به اینکه ماده خامبرسد. اگرکارخانه ماده خام زیاد داشته باشد ولی کار نکند باز فلج است و محصولی نخواهد داشت. "(مطهری ، تعلیم و تربیت در اسلام ،1373، ص45)
2. لزوم آینده نگری درتربیت بصیرتگرا :
"یکی دیگر از خواص عقل که تربیت عقل افراد باید بر این اساس باشد مسأله آینده را به حساب آوردن است که روی این مطلب نیز در تربیتهای اسلامی زیاد تکیه میشود که خودتان را در زمان حال حبس نکنید، به آینده توجه داشته باشید و عواقب و لوازم و نتایج نهائی کار را در نظر بگیرید"(مطهری ، تعلیم و تربیت در اسلام ، 1373 ، ص44)
عوامل تحقق تربیت بصیرتگرا
استادشهید تقویت این عوامل رابرای تحقق تربیت بصیرتگرا به صورت مرحله به مرحله لازم می دانند :
1. اراده درتربیت بصیرتگرا:
هیچ مکتبی در دنیا پیدا نمیشود که به این اصل اعتقاد نداشته باشد که اراده در انسان باید تقویت شود.مثلا اگر انسان میخواهد بچه را تربیت بکند باید کاری بکندکه اراده در وجودش تقویت شود. (مطهری،تعلیم وتربیت در اسلام ،1373 ، ص324)
2. نقش تقویت عبادت در تربیت بصیرتگرا :
نتیجهای که میگیریم اینست که درباب عبادت و نیایش اگر انسان علاقمند به تربیت خودش و فرزندانش به تربیت اسلامی هست و یا میخواهد افرادی را تربیت بکند، واقعا باید به مسئله نیایش، دعا و عبادت اهمیت بدهد. و اصلا مسئله عبادت قطع نظر از اینکه پرورش یک حس اصیل است، تأثیر زیادی در سایر نواحی انسان دارد . اینست کهبزرگان همیشه توصیه میکنند : " هر مقدار کار زیاد داری، در شبانه روز یک ساعت را برای خودت بگذار. (مطهری ،تعلیم وتربیت در اسلام ،1373 ، ص341)
3. تفکر درتربیت بصیرتگرا:
یکی از عوامل اصلاح و تربیت نفس در تعلیمات اسلامی ، عادت کردن به تفکر است. تفکر باید برای انسان عادت بشود. عادت کردن به تفکر، یعنی درباره هر کاری که انسان میخواهد تصمیم بگیرد، عادت داشته باشد که قبلا کاملا روی آن کار فکر بکند، و این از نظر اخلاقی همان نظیر محاسبة النفس است. و غیر از این که در هر کاری انسان باید قبلا فکر کند، توصیه شده است که در هر شبانه روز ولو چند دقیقه هم شده است، انسان باید به خودش مجال بدهد که درباره خودش فکر بکند و درباره کارهایی که باید در مورد آنها تصمیم بگیرد، بیندیشد. " (مطهری،تعلیم وتربیت در اسلام ،1373 ، ص386)
محبت و علاقه به هر فردی موجب می شود انسان او را الگو قرار دهد چه خوب است انسان به اولیای خدا محبت پیدا کند.
5. ازدواج درتربیت بصیرتگرا:
"نقش تربیتی ازدواج این است که ازدواج اولین قدمی است که انسان از خودپرستی و خوددوستی به سوی غیر دوستی برمیدارد. تا قبل از ازدواج، فقط یک من وجود داشت و همه چیز برای من بود. اولین مرحلهای که این حصار شکسته میشود، یعنی یکموجود دیگری هم در کنار این من قرار میگیرد و برای او معنی پیدامیکند، کار میکند، زحمت میکشد، خدمت میکند نه برای من بلکه برای او، در ازدواج است "( مطهری،تعلیم وتربیت در اسلام ،1373 ، ص397)
6. تقویت عامل جهاد درتربیت بصیرتگرا:
جهاد عامل مهمی در تربیت انسان است . "جهاد هم مانند ازدواج خودش یک عاملی است که جانشین نمیپذیرد. یعنی امکان ندارد که یک مؤمن مسلمان جهاد رفته و یک مؤمن مسلمان جهاد ندیده، از نظرروحیه یک جور باشند. انسان در شرایطی قرار بگیرد، ما که قرارنگرفتهایم و نمیدانیم اگر در آن شرایط قرار بگیریم چه از آب درمیآید که با کسی روبروست و او به روی وی اسلحه کشیده، در لحظهای باید تصمیم بگیرد، شور ایمانیش چنان ثابت و پابرجا باشد که در آن لحظه مرگ، خودش را به خاطر دین و ایمانش در کام اژدهای مرگ بیندازد. کاری که از این عامل ساخته است، از عامل های دیگر ساخته نیست. "( مطهری،تعلیم وتربیت در اسلام ،1373 ، ص399)
7. کارازمنظر تربیت بصیرتگرا:
کار عامل مهمی در تربیت انسان است چون آثار مثبتی دارد از جمله اینکه باعث دوری از گناه و همچنین تمرکز قوه خیال میگردد. انسان یک نیرویی دارد و آن این است که دائما ذهنش و خیالش کار میکند. وقتی که انسان درباره مسائل کلی به طور منظم فکر میکند که از یک مقدمهای نتیجهای میگیرد، این را میگوییم تفکر و تعقل، ولی وقتی که ذهن انسان بدون اینکه نظمی داشته باشد و بخواهد نتیجهگیری کند و رابطه منطقی بین قضایا را کشف نماید، همینطور که تداعی میکند، از اینجا به آنجابرود، این یک حالت عارضی است که اگر انسان خیال را در اختیار خودش نگیرد، یکی ازچیزهایی است که انسان را فاسد میکند، یعنی انسان نیازبه تمرکز قوه خیال دارد. اگر قوه خیال آزاد باشد منشأ فساد اخلاق انسان میشود. امیرالمؤمنین ( ع ) میفرمایند: اگر تو نفس را به کاری مشغول نکنی، او تو را به خودش مشغول میکند. "( مطهری،تعلیم وتربیت در اسلام ،1373 ، ص 414 )
نظام آموزشی مبتنی بر تربیت بصیرتگرا
با مروری بر دیدگاه شهید مطهری درباره تربیت بصیرتگرا حال نسبت به نظام آموزشی مبتنی بر آن توجه به نکات ذیل توصیه می گردد:
1. تلاش نظام آموزشی مبتنی بر تربیت بصیرتگرا به انتخاب مسیرحق:
نظام آموزشی باید تلاش داشته باشد در تربیت افراد به درستی و حق بودن ، اهمیت دهد و نه به نظرات دیگران. به بیان دیگر بین سخن حق و سخنی که دارای طرفداران فراوانی است سخن حق ملاک است. وقتی تک تک افراد در نظام آموزشی این مسئله را می آموزند جامعه نیز به سمت صلاح پیش می رود .
قضاوتهای مردم درباره انسان نباید برای او ملاک باشد. اینها یک بیماریهای عمومی است که اغلب افراد کم و بیش گرفتارش هستند.(مطهری،تعلیم وتربیت در اسلام ،1373 ، ص49)به همین دلیل است که حضرت امیر(ع) می فرمایند: در راه راست از کمی روندگان نهراسید .
2. تقویت روح علمی درنظام آموزشی مبتنی بر تربیت بصیرتگرا:
از جمله وظایف نظام آموزشی تقویت روح علمی در افراد است " فرق است میان عالم بودن و روح علمی داشتن. ای بسا افرادی که روح علمی دارند ولی عالم نیستند و ای بسا کسانی که عالمند و روح علمی ندارند. روح علمی یعنی برخورد بدون تعصب و پیش داوری با مسائل (مطهری،تعلیم وتربیت در اسلام ،1373 ، ص52).
3. اهمیت دادن به عمل درنظام آموزشی مبتنی برتربیت بصیرتگرا:
تکیه گاه تعلیم و تربیت اسلامی عمل است. اسلام بشر را متوجه این نکته میکند که هر چه هست عمل است سرنوشت انسان را عمل او تشکیل میدهد این یک طرز تفکر واقع بینانه و منطقی و منطبق با ناموس خلقت است قرآنکریم راجع به عمل چقدر صحبت کرده باشد خوبست؟ و چقدر تعبیرات رسا وزیبایی در این زمینه دارد مثلا " و ان لیس للا نسان الا ما سعی " برای بشر جز آنچه که کوشش کرده است نیست یعنی سعادت بشر در گرو عمل اوست "فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره و من یعمل مثقال ذره شرا یره " (مطهری، حق و باطل ،1362 ،ص95).
4. توام بودن علم و ایمان درنظام آموزشی مبتنی بر تربیت بصیرتگرا:
در تربیت اسلامی علم و ایمان باید توام باشند. علم به ما روشنائی و توانائی میبخشد و ایمان عشق و امید و گرمی، علم ابزار میسازد و ایمان مقصد، علم سرعت میدهد و ایمان جهت، علم توانستن است و ایمان خوب خواستن، علم مینمایاند که چه هست و ایمان الهام میبخشد که چه باید کرد، علم انقلاب برون است و ایمان انقلاب درون، علم جهان را جهان آدمی میکند و ایمان روان را روان آدمیّت میسازد، علم وجود انسان را به صورت افقی گسترش میدهد و ایمان به شکل عمودی بالا میبرد، علم طبیعت ساز است و ایمان انسان ساز هم علم به انسان نیرو میدهد، هم ایمان، اما علم نیروی منفصل میدهد و ایمان نیروی متصل علم زیبائی است و ایمان هم زیبائی است علم زیبائی عقل است و ایمان زیبائی روح ، علم زیبائی اندیشه است و ایمان زیبائی احساس هم علم به انسان امنیت میبخشدو هم ایمان علم امنیت برونی میدهد و ایمان امنیت درونی علم در مقابل هجوم بیماری ها، سیل ها، زلزلهها، طوفان ها، ایمنی میدهد، و ایمان در مقابل اضطراب ها، تنهائی ها، احساس بی پناهیها، پوچ انگاریها علم جهان را با انسان سازگار میکند و ایمان انسان را با خودش.(مطهری، انسان و ایمان ،1371 ،ص24 ) .
5. توجه به علاقه درنظام آموزشی مبتنی بر تربیت بصیرتگرا:
در تربیت افراد علاقه آنان باید مورد توجه قرار بگیرد. در نهجالبلاغه در کلمات قصار در سه جا جملهای به این معنا آمده که : "ان للقلوب شهوه و اقبالا و ادبارا ". دل یک میلی دارد و اقبالی و ادباری "فأتوها من قبل شهوتها و اقبالها " کوشش کنید دلها را از ناحیه میل آنها پرورش بدهید، به زور وادارشان نکنید. قلب اگر مورد اکراه و اجبار قرار بگیرد کور میشود، یعنی خودش واپس میزند در حکمت 188 میفرماید: "ان هذه القلوب تمل کما تمل الابدان فابتغوا لها طرائف الحکمة " . یعنی همینطور که تن انسان خسته میشود و احتیاج به استراحت دارد، دل انسان هم گاهی خسته میشود و احتیاج به استراحت دارد.( مقصود از دل روح است) در این صورت دیگر فکرهای سنگین را به او تحمیلنکنید، حکمت های طرفه و طریف - یعنی اعجاب انگیز و خوشحال کننده - ازقبیل ذوقیات و ادبیات را به او عرضه بدارید تا سر نشاط و سرحال بیاید.(مطهری،تعلیم وتربیت در اسلام ،1373 ، ص58) .
6. استفاده ازعامل ترس درنظام آموزشی مبتنی برتربیت بصیرتگرا:
در مواقعی، از عامل ترس باید استفاده کرد. "در عین اینکه ما عامل ترس را عاملی رشد دهنده و پرورش دهنده نمیدانیم ولی عامل لازمی میدانیم، اما مخصوصا در مورد کودک این نکته باید موردتوجه باشد - و نکته خوبی است که امروز بیشتر توجه دارند - که کودک کاملاباید آگاه باشد که تشویق یا تهدیدی که میشود برای چیست. اگر کودک نفهمد که برای چه تشویق میشود و بالخصوص اگر نفهمد برای چه تهدید میشود روحش به کلی مشوش میگردد، و امروز به این نکته پی بردهاند که بسیاری از بیماریهای روانی در اثر ترساندنها یا کتک زدنها و ارعابهای بی جا درکودکی پیدا میشود.(مطهری،تعلیم و تربیت در اسلام ، 1373، ص61) .
در اجتماع بزرگ البته مطلب روشن است که عامل خشونت لازم است در مواردی که آدم بزرگ میداند که فلان کار را نباید بکند ولی علیه مقررات وقوانین طغیان میکند. در چنین مواقعی برای جلوگیری از طغیان هیچ مانعی ندارد که عامل خشونت به کار برده شود. بنا بر این در عین اینکه عرض کردیم عامل ترس و ارعاب و خشونت عامل پرورش و شکوفا کردن نیست، ولی عامل لازمی است، شرط تربیت است گو اینکه عامل تربیت نیست."(مطهری،تعلیم وتربیت در اسلام ،1373 ، ص62)
7. توجه به دوره های مختلف عمر درنظام آموزشی مبتنی برتربیت بصیرتگرا:
اساس قرار دادن شکوفایی روح برمبنای دوره های مختلف عمر دارای اهمیت زیادی است0 " اساس تربیت در انسان باید برشکوفا کردن روح باشد. آیا دورههای مختلف عمر از این نظر فرق میکند یانه؟ مسلم فرق میکند. بعضی دورهها تناسب و موقعیت بسیار بهتری برای شکوفا شدن استعدادها دارد. همین دوره بعد از هفت سالگی که در احادیث هم به آن عنایت شده که از آن به بعد به تربیت بچه توجه بشود - همین دوره از هفت سالگی تا حدود سی سالگی - دوره بسیار مناسبی است برای شکوفا شدن روح از نظر انواع استعدادها : استعداد علمی، استعداد دینی، وحتی استعداد اخلاقی، و لهذا جزء بهترین دوران عمر هر کسی همان دوران محصل بودن اوست، چون هم اوان روحش یک اوان بسیار مناسبی است و هم در این اوان در یک محیطی قرار میگیرد که روز به روز بر معلومات، افکار، اندیشه، ذوقیات و عواطفش افزوده میشود(مطهری،تعلیم وتربیت در اسلام ،1373 ، ص63 )
8. توجه به عادات درنظام آموزشی مبتنی بر تربیت بصیرتگرا:
از بعضی عادات میتوان به عنوان یک مسئله موثر در تربیت استفاده نمود. عادات بر دو قسم است: عادات فعلی وعادات انفعالی. عادت فعلی آن است که انسان تحت تأثیر یک عامل خارجی قرار نمیگیرد بلکه کاری را در اثرتکرار و ممارست، بهتر انجام میدهد. هنرها و فنون، عادت است. همین نوشتن ما عادت است نه علم . اگر خط ننوشته باشیم نمیتوانیم بنویسیم، وبه عبارت دیگر ما نمیتوانیم یکباره بنویسیم بلکه باید به تدریج در اثرتمرین، عادت به نوشتن کنیم. حتی بسیاری از ملکات نفسانی، عاداتفعلی است، مثل شجاعت. شجاعت، قوت قلب است. البته ممکن است که انسان کمی از آن را به طور طبیعی داشته باشد، ولی اینکه انسان یک حالت فوقالعاده و قوت قلبی پیدا کند که در مواجهه با خطر خودش را نبازد وایستادگی کند، در اثر عادت پیدا میشود. وقتی انسان زیاد در مهالک قرار گرفت تدریجا این حالت در او پیدا میشود. جود و سخاوت، و عفت و پاکدامنی نیز از این قبیل است.(مطهری،تعلیم وتربیت در اسلام ،1373 ، ص84) .
9. توجه به اخلاق درنظام آموزشی مبتنی بر تربیت بصیرتگرا:
در تربیت بصیرتگرا توجه به اخلاق بسیار مهم است . " تربیت با اخلاق تفاوتی دارد، با اینکه اخلاق هم خود نوعی تربیت است وبه معنی کسب نوعی خلق و حالت و عادت میباشد(مطهری،تعلیم وتربیت در اسلام ،1373 ، ص95) در مفهوم تربیت، قداست نخوابیده که بگوئیم تربیت یعنی کسی را آنطور پرورش بدهند که یک خصایص مافوق حیوان پیدا کند، بلکه تربیت جانی هم تربیت است، و این کلمه در مورد حیوانات نیز اطلاق میشود(مطهری،تعلیم وتربیت در اسلام ،1373 ، ص95 )
"تجربه نشان داده که آنجا که دین از اخلاق جدا شده، اخلاق خیلی عقب مانده است. هیچیک از مکاتب اخلاقی غیردینی در کار خود موفقیت نیافتهاند. قدر مسلم اینست که دین لااقل به عنوان یک پشتوانه برای اخلاق بشر ضروری است. اینست که داد و فریادشان در این زمینه بلند است - با تعبیرات مختلف - که بشر هر اندازه که از لحاظ صنعت و تمدن پیش رفته، از نظر اخلاق عقب مانده است. چرا؟ زیرا مکاتب اخلاقی وجود نداشته. مکاتب اخلاقی که از قدیم بوده بیشتر مذهبی بوده و بس، و به هر نسبت که دین و ایمان ضعیف گردیده عملا دیده شده است که اخلاق بشر پائین آمده. اینست که برای ایمان، لااقل به عنوان پشتوانهای برای اخلاق اگر نگوئیم تنها ضامن اجرای آن - باید ارزش فوق العاده قائل باشیم "(مطهری،تعلیم وتربیت در اسلام ،1373 ، ص119) " یک مطلب هست و آن اینکه مطلق بودن اخلاق را با مطلق بودن فعل اخلاقی(رفتار)نباید اشتباه کرد. یعنی روی یک فعل نمیشود تکیه کرد و گفت همیشه این فعل اخلاقی است، همچنان که نمیشود گفت همیشه این فعل ضد اخلاق است"(مطهری،تعلیم وتربیت در اسلام ،1373 ، ص148 )
"غرض اینست که میان فعل اخلاقی و خود اخلاق باید تفاوت قائل شد. اینکهفعل اخلاقی تغییر میکند، با اسلام هم سازگار است. مثلا کسی میپرسد دزدیحرام است یا حلال؟ میگوئیم حرام است. میگوید آیا جایی هست که دزدیجایز باشد؟ میگوئیم بله، پیش میآید که حتی واجب میشود "(مطهری،تعلیم وتربیت در اسلام ،1373 ، ص156 )
در تربیت بصیرتگرا، هدف اساسی و غایی تربیت، الهی شدن آدمی است. برای رسیدن به این هدف ، استعدادهای عالی انسان که در خلقت او قرار داده شده است باید رشد کند و فعلیت یابد. علامه شهید مرتضی مطهری که در خصوص تربیت انسان نیز دیدگاههایی دارد با الهام از مکتب تربیتی اسلام معتقد است:«تربیت، پرورش استعدادهای درونی و به فعلیت درآوردن آنها است.» با مطالعه آثار ایشان اصول و قواعدی میتوان استنباط کرد که رعایت آنها رسیدن به اهداف تربیت بصیرتگرا را ممکن میسازد
منابع
- مطهری،مرتضی.(1373).انسان در قرآن .تهران :صدرا.
- مطهری ، مرتضی .(1371).انسان و ایمان . تهران : صدرا.
- مطهری ،مرتضی.(1373).تعلیم و تربیت در اسلام .تهران:صدرا.
- مطهری ،مرتضی(1368).ده گفتار .تهران :صدرا.
- مطهری ،مرتضی.(1362).حق و باطل.تهران :صدرا.
من