برخی از فتواهای فرقه وهابیت1

برخی از فتواهای فرقه وهابیت۱
به ادامه مطلب مراجعه کنید ...

برخی از فتواهای فرقه وهابیت۱
به ادامه مطلب مراجعه کنید ...

تشابه وهابیت به یهود
به ادامه مطلب مراجعه شود ...
بيانات مهم رهبر انقلاب در درس خارج فقه در مورد غيبت افراد در رسانهها+ فايل صوتي


ازتهران۸۸ تا استامبول۸۹

حماسه حسینی/ایران ۸۸
حماسه حسینی/ترکیه ۸۹به ادامه مطلب مراجعه کنید ...
يازده دستور ماندگار از حضرت آيت الله بهجت(ره)

به ادامه مطلب مراجعه فرمایید ...


حاجی ببینم چه میکنی!

دانلود صوتی موسیقی سریال ” مـخـتـار نـامـه ” به کارگردانی “داوود میر باقری”
موسیقی تیتراژ آغازین سریال مختارنامه با کیفیت 192 کیلوبایت [لینک دانلود]
موسیقی تیتراژ پایانی سریال مختارنامه با کیفیت 192 کیلوبایت [لینک دانلود]
فواید حضور شیخ بی سواد در فضا

چند وقت پیش یعنی حدود سه هفته پیش رئیس جمهور در جمعی گفت: ما تا سال ۹۸ می توانیم برای نخستین بار یک ایرانی را وارد سفینه کنیم و بفرستیمش فضا. در جمعی دیگر اما رئیس جمهور ۲ سال وعده خود را جلو انداخت و گفت: سال ۹۶ این اتفاق می افتد. حالا که این سفر دارد همین طور جلو می افتد حکما به عمر شیخ بی سواد قد می دهد و شیخ می تواند دل خودش را خوش کند که قبل از اجرای حکم، می تواند یک تک پا مسافرتی هم به فضا داشته باشد. اما براستی رفتن شیخ بی سواد به فضا چه فوایدی می تواند داشته باشد؟ نگاه که می کنی، می بینی همچین هم بی فایده نیست؛
۱- از آنجایی که مهندس معمولا روزی چند بار به فضا می رود، شیخ هم می تواند با حضور در سفینه فضایی و مهاجرت از دیار فانی به دیار خلاء، خودی نشان دهد. گفتنی است؛ شاپور بختیار هم در رفتن به فضا ید طولایی داشت. بالاخره ۲ جور می توان به فضا رفت؛ یکی با سفینه فضایی و به خارج از جو، و دیگری با منقل و به داخل هپروت!
عبدالله ابن زبیر کیست؟
به ادامه مطلب مراجعه کنید ...
را از امام زمان تحویل گرفت
+ ماجرا و عکس آن لیست وفایل تصویری
به ادامه مطلب مراجعه کنید ...
دعاي حضرت مهدي (عج) براي مقام معظم رهبري در عرفات
اين ولي خدا ميگفت كه در عرفات ديدم وجود نازنين امام عصر ارواحنا فداه به مقام معظم رهبري با اسم دعا ميكرد . 
حجة الاسلام صديقي :
قضييه آقا بعد از حضرت امام خدا شاهده از جزء كرامتهاست. اگر در زمان امام ، آقا به عنوان ولي امر مطرح بود زده بودندش .
آقاي طبا طبائي ميگويد اين آيات ولايت را در سوره مائده ، خدا جا سازي كرده بود .كه اگر اين گونه جا سازي نشده بود مورد هجمه اهل سقيفه قرار مي گرفت.
امام ايشان را تحت پوشش قرار داد ، انگشت هدايتش را هم به سوي او گرفت كه اين براي ولايت مناسب است ، هم تصريح فرمودند كه ايشان مي تواند اين كار را بكند ، هم بعنوان اسلام شناس ، مثل آفتاب مي درخشي ، اين تعبيراتي را كه فقط در مورد ايشان بود . عملأ هم الله أعلم حيث يجعل رسالته .
من همين قدر به شما بگويم ، خدا گواه است بنده از يك ولي خدائي خودم كرامت ديدم . ايشان به من گفتند كه شما اين سفر دوباره به مدينه بر مي گرديد و مهمان خانم زهرا سلام الله عليها هستيد . مدينه قبل بودم در يكي از سفرها برنامه اي هم نداشتم ، ولي به من فرمودند شما اين سفر دوباره به مدينه برميگرديد .
من اين تعبير مهمان خانم زهرا (س) هستيد را موقعي كه در هواپيما بودم ميرفتم يك جرياني پيش آمد در ذهنم آمدكه ما در اين سفر مهمان خانم زهرا (س) هستيم .
اين ولي خدا ميگفت كه در عرفات ديدم وجود نازنين امام عصر ارواحنا فداه به مقام معظم رهبري با اسم دعا ميكرد .
و با يك حالي گفتند : طوبي له ، طوبي له ، طوبي له .
اين عَلَم صاحب دارد ، اين سيد صاحب دارد ، سر سوزني هم تعلق به اين دنيا ندارد .
نه اين عمارت ، نه اين رهبري ، نه بر مالشان اضافه كرده ، نه برژستشان اضافه كرده است .
يكي از علماي موجودي كه خيلي هم با آقا موافق نيست و جزء نگراني هاست ، ايشان يك وقت بعد از ولايت آقا به بيت آقا رفته بود ، آقا به زور ايشان را جلو انداختند وپشت سرش نماز خواندند ، رهبر جامعه پشت سر ايشان نماز خواند .
آيت الله خوشوقت ميگفتند كه من وارد شدم به بيت براي روضه شان شركت كنم از آن درب آمدم كفشهايم را درآوردم . بعد از روضه هم ايشان يك شامي دارند و شام ميدهند وبنا شد كه خدمتشان برويم شام. منتها كفش من آنطرف بود .گفتند كه حضرت آقا با اصرار نعلين هاي خودشان را گذاشتند جلوي من و خودشان پا برهنه آمدند .
كجاي عالم شما يك همچنين كسي را پيدا ميكنيد ؟ شما كسي را پيدا ميكنيد كه يك آخوندي تا عمر داشت هر تيري كه در تركش داشت تا آخرين روز حياتشان هم به امام (ره) زد هم بر ايشان . اما بعد از وفات ، آقا در حق ايشان هم كم نگذاشتند .
كجاي عالم شما اينجور پيدا ميكنيد ،اين خُلق ، خُلق سلاطين است ؟ شما يك موجود مادي نفساني پيدا كنيد كه بتواند اين سعه صدر را داشته باشد، اين ژست ژست انبيا ست .آخوند هاي عادي نمي توانند اين كارها را بكنند .
يك آخوندي كه الان جزء مخالفين خيلي سر سخت است يك وقتي كاره اي بود ، يك رئيس دادگستري حرفش را گوش نكرده بود ، يك گارد نظامي برايشان قرار داد گفت با حقارت كوچكش كنيد تا بياوريدش .
خيلي از اينجا تا آنجا فاصله است.
در تمام فراز ونشيبها كسي مثل كوه ، المؤمن كالجبل الراسخ لاتحركه العواصف اين نيست مگر روح انقياد و بندگي، وهمين هم باعث شده كه خدا پرچم را به دست ايشان بدهد .
حضرت امير(ع) كفشهاي پيغمبر را داشتند وصله ميزدند، پيغمبر خدا فرمودند : ليضربنكم رجل على تأويل القرآن كما ضربتكم على تنزيله
عرض كردند چه كسي است ؟ فرمود: هذا خاصف النعل
اصلا اشاره به اين تواضع بوده - همين كسي كه دارد كفشهاي پيغمبرش را پينه ميزند - فردا پرچم به دست اين است و شما با او مقابله ميكنيد و او مجبور ميشود شمشير بزند در تاويل ،آنگونه كه ما شمشير زديم براي تنزيل . لئن شكرتم لأزيدنّكم
بدانيد من خيلي حرفها دارم كه چه وضعي داشت قبل از انقلاب و انقلاب چه كرده ،امام چه معجزه ايست و چه رهگشايي است براي آمدن امام زمان (عج).
امام مشكل فرج را حل كرد اين انقلاب خيلي از مشكلات اعتقادي را حل كرد ، امام زمان (عج) انشاءالله تشريف مي آورند، انشاءالله نزديك است .باش تا صبح دولتش بدمد .
قدر اين آقا را بدانيد ، اين سيد بزرگوار اين رهبر ، والله عبد صالح است ، والله ولي خداست ، اهل ارتباط است ، سيمي وصل داره ، دل شكسته اي داره ،زجه هاي سحر داره ، گريه هاي جانسوز داره ، توسلات داره ، عالَمي با مادرش حضرت زهرا داره ، برايش دعا كنيد ،كمكش كنيد ، شبهات را بزدائيد ، با سعه صدر بدون مراء بدون جدال، با اخلاقتان با سعه صدرتان
كونوا له زيناً ولا تكونوا عليه شيناً .

تبديل از فايل صوتي : آقاي كامراني
.

به ادامه مطلب مراجعه کنید ...
» خانواده و تولید فرهنگ حيا

به ادامه مطلب مراجعه کنید ...
جمعی در 27 خرداد 1372 (مطابق با روز پنجشنبه 26 ذی الحجه 1413) به محضر آقا ولی عصر (ارواحنا له الفداء) می رسند .
این مطلب از قضایایی است که مسجل است برای ما و برای دوستان ما در مسجد .
به خود مقام معظم رهبری هم گفته شد . البته راضی نبود پخش شود . ولی ضرورت هایی که دیدیم ، ما هم یک وظیفه ای داشتیم .
من اینجا این نامه را می خوانم .
گفت : نزدیک باب السلام شدیم ، دیدیم سید بزرگوار نورانی آمد .
سلام کردیم ، جوابی نشنیدیم . شاید جواب سلام را داد ولی ما متوجه نشدیم .
عرض کردیم سید بزرگوار ، سؤالاتی داریم ، اجازه می دهید ما سؤالاتمان را مطرح کنیم ؟
فرمودند سؤالاتتان را بپرسید .
سؤال اول : شما را در مدینه می توان دید ؟
لبخند زد . فرمود تا چه کسی باشید ؟
نماز را شروع کرد و ما به او اقتدا کردیم .
سؤال دوم را پرسیدیم : برای دیدن آقا چه باید کرد ؟
در جواب فرمود : شما اصرار نورزید . همین که علاقه دیدار آقا را دارید ، ثواب را می برید .
سؤال سوم : برای ظهور شما چه باید کرد ؟
فرمود دعا کنید .
سؤال چهارم : ظهور شمارا چگونه زمینه سازی کنیم ؟
فرمودند : آنچه که اهل بیت فرمودند عمل کنید .
بحث دین ، لا یبقی منه الا اسمه
هر وقتی که بحث اصالت دینی شود ، بحث فشار مطرح می شود .
سؤال پنجم : کجا و چگونه باید شروع کنیم ؟
آقا فرمود : بچه های خود را خوب تربیت کنید ، تا امام زمان سربازان خود را از نسل شما انتخاب کند .
سؤال ششم : آیا حضرت مهدی سربازان خود را از نسل جمهوری اسلامی انتخاب می کند ؟
جواب داد : بله .
سؤال هفتم : آیا انتخاب حضرت آیت الله خامنه ای مورد عنایت شما بود ؟
فرمودند بله مورد عنایت من بود .
سؤال هشتم : اگر بخواهیم حافظ کل قرآن بشویم ، چه کنیم ؟
آقا فرمود : اگر متوسل به مادرم فاطمه (سلام الله علیها) و اهل بیت (علیهم السلام) شوید ، حافظ کل قرآن می شوید .
سؤال نهم : اگر بخواهیم اهل بیت از ما راضی باشند چه کنیم ؟
امام به حدیث امام صادق بسنده کرد .
فرمودند : به حدیث امام صادق عمل کنید ." كونوا لنا زينا و لا تكونو علينا شينا " ، برای ما خوار نباشید برای ما زینت باشید .
یک سؤالی کرد که امام گریه کرد ، جواب نداد . من می دانم اگر این سؤال را عرض کنم ، قلب ها می شکند . و آن سؤال این است که گفت آقا ، گفت بله .
سؤال دهم : آقا ، قبر مادرت فاطمه (سلام الله علیها) کجاست ؟
آقا گریه کرد . از درب باب السلام با ناراحتی داشت می رفت .
گفتند : آقا بایست تو را به خدا .
یک نوری آقا را گرفت و رفت . دیگر نگاه نکرد .
والسلام

مطلبي را به شما عرض ميكنم شايد نشنيده باشيد .جناب آقاي صديقي شب فاطميه روي منبر در بيت ايشان ( بيت رهبري ) كه آقاي رييس جمهور نشسته بود،آقاي هاشمي بود ، سران مملكتي بودند ، قوه قضاييه ، همه بودند.آقاي صديقي روي منبر اين مطلب را گفت و آن را نتوانست تمام كند .همين كه خواست تمام كند فرياد گريه جمعيت و حضار بلند شد .
ديدند اين جمعيت بسوي آقا دارند حمله ميكنند كه به عنوان تبرك به ايشان دست بزنند .آقا را بردند و ديگر نتوانستند جمعيت را اداره كنند .
وآن مطلب اين بود :

من همه ساله مكه كه ميرفتم قبل از رفتن به مكه به محضر آيت الله بهاءالديني ميرسيدم و توصيه ميخواستم از ايشان.ايشان به من توصيه هايي ميكرد و من اين توصيه ها را در سفر مكه عمل ميكردم . بعدهم كه داشتم ميامدم ، يك عمامه اي يا چيزي را براي ايشان هديه ميخريدم .
اين دفعه كه رفتم محضر ايشان اين مطلب را فرمودند :
شما وقتي كه ميرويد مسجدالنبي از قسمت جنوب شرقي مسجد ، از آن قسمت هفت قدم ميايد به جلو و قسمت بعدي را هم گفت كه من نميتوانم دقيق به شما بگويم . به خاطر اينكه ايشان اين را به وديعت پيش من گذاشت . آن وقت از دو طرف به من دستور داد
وقتي كه قدم زدي آمدي جلو رسيدي به آنجا ،آنجا بنشين و اين ذكر سبعه را بگو. اين ذكر را كه گفتي انشاءالله به حوائجت خواهي رسيد .
ذكر سبعه عجيب است ، علامه حسن زاده آملي بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب اذكار سبعه را دارد كه اينها را از آسيد علي آقا قاضي گرفتند . ذكر سبعه واقعاً يك ذكريست كه معجزه ميكند در نفس انسان عجيب معجزه ميكند .
آقاي صديقي مي گويد ، عرض كردم: آقاي بهاءالديني چه وجهي دارد كه من بايد آنجا بنشينم و اين اذكار سبعه را بگويم. چه وجهي دارد هفت قدم از آنجا قدم بزنم .
حالا همه دارند مثل شما گوش ميدهند همه دارند دقت ميكنند آقاي صديقي چه ميخواهد بگويد .
گفت : وجهش اين است كه دارم به شما ميگويم فقط پيش شما بماند .
وقتي كه حضرت زهرا سلام الله عليها آمد براي دفاع از علي ابن ابيطالب عليه السلام بدنش خون آلود بود وقتي كه آمد ، كه داخل مسجد وارد نشد وقتي كه برگشت ديگر توان از او رفت ديگر به گونه اي شد كه ميخواست ادامه راه را بدهد نتوانست ، آنجا نشست و فكر ميكنم كه آن مكان به خون فاطمه سلام الله عليها رسيده است . آنجا حاجتتان را بخواهيد .
فرياد گريه جمعيت بلند شد
بعد آقاي بهاء الديني ميگويد : اين كار را انجام بده .
ايشان ميگويد
من رفتم اينكار را انجام دادم حالا تو نگو آقاي بهاء الديني خودش هم نظر دارد ، نيت دارد ، يا حاجتي دارد .چون خودش مشرف نمي شود .
حالا جالب اين است كه حضار دارند به آقاي صديقي توجه مي كنند ازاعيان شخصيتي مملكت ، و هم آقاياني كه شركت كننده بودند ، ايشان هم با ضرس قاطع دارد مطلب را مي گويد.
گفت : من رفتم مدينه همين كار را انجام دادم ، بعد از اين رفتم مكه ديدم از بلند گو صدا ميزنند : آقاي صديقي دوباره بروند مدينه . من دوباره رفتم مدينه ، چند روزي مدينه ماندم ، وقتي برگشتم به ايران يك عمامه اي خريده بودم رفتم محضر حاج آقا ، رسيدم، تا سلام عليك كردم بدون اينكه حرفي بزنم ،
حاج آقا بهاء الديني فرمودند:
ميداني ثمره ذكر امسال چه بود ؟
گفتم : نه
گفت : نميداني ثمره ذكر امسال چه بود ، نگرفتي؟
گفتم : نه
فرمود : امسال ثمره ذكر شما يكي اين بود كه شما دو بار آمديد مدينه،
گفتم شما مطلعيد من دو بار امسال آمدم مدينه .
گفت : بله آنجائي كه نشسته بوديد ذكر مي گفتيد در آنجا با تو بودم.
اين نوارش دربيت آقا هست،دم در كه مي فروشند ، نوار سه سال قبل فاطميه
بعد برگشت و گفت :
ثمره دوم اينجا بود :
كه تا گفت مجلس به هم پاشيد اينقدرمردم به خودشان زدند وگريه كردند كه آقا تشريف بردند ؛ ديدند كه ديگر نمي شود جمعيت را اداره كرد .
فرمودند : ثمره دوم اين بود كه آن نيتي كه من ميخواستم ، به آن نيت رسيدم ، و آن اين بود
كه امسال مقام معظم رهبري به ديدارامام زمان نائل آمد .


یک مرتبه در حال بازگشت از فرودگاه بودم ، یک پیرمرد بزرگوار محاسن سفید معمم روحانی را دیدم کنار جاده ایستاده ، ایشان را سوار اتومبیل کردیم . بعد دیدم انسان بسیار با فضلی است ، این پیرمرد بزرگوار نقل می کرد :
خدمت آیت الله بهجت بودم ، آقایی از علمای تبریز آمد و علیه آقای خامنه ای صحبت هایی کرد و یک سری گزارشاتی داد .
- فکر کرد چون آقای بهجت عارف است و ساکت و سیاسی حرف نمی زند ، پس نسبت به آقای خامنه ای بدبین است -
یک مرتبه آقای بهجت که مشغول ذکر بود از جا بلند شد و گفت :
خودش عُرضه اداره کردن خانواده را ندارد ، حالا علیه این سید بزرگوار که جهان اسلام را دارند اداره می کنند حرف میزند .
بعد از جا بلند شدند و در را بست و رفت به اطاق دیگر .
بنده غافلگیر شدم .
خوب ببینید عارف اینچنین حرف میزنه ، عالم اینجوری حرف میزنه ، بلده .
و لذا تنها جایی که آقای خامنه ای به خودش تسلیت گفت در مرگ آقای بهجت بود .
(مصاحبه اختصاصی پایگاه صالحات با آیت الله احدی)
حواسمان را جمع کنیم. آدم نمیداند اطرافیانش بعداً به چه مقامات علمی و معنوی میرسند. اگر آدم روی خودش کار نکند، حسد و هوای نفس و حب نفس نمیگذارد آدم راحت بپذیرد همدرس و همکلاسش به جایی رسیده است.
من به برادران مشکاتی عرض میکردم که شماها پس فردا یکیتان می شود وزیر، یکیتان میشود وکیل، یکیتان هم هیچی نمی شود! یکیتان منبری معروفی می شود، یکی معروف نمیشود. ممکن است یکی از شما بعدها سمتی پیدا کند که اطاعت از او واجب بشود.لذا باید آنقدر آدم روی خودش کار بکند که بپذیرد این را. کما اینکه یک عده زیر بار انبیاء نمیرفتهاند به همین دلیل؛ و لئن اطعتم بشراً مثلکم انّکم اذاً لخاسرون. این حجابهای همعصری و هم بحثی را باید خدا کمک کند و نگه دارد آدم را.
این ماجرا را من از آقای صدیقی نقل قول می کنم . آیت الله بهاءالديني (ره) : الحمد لله! ما به حرف اين سيد (آیت الله خامنهای) گوش كرديم، آقا (امام زمان عج) آمد ملاقات ما
در زمان رياست جمهوري آیت الله خامنه ای ، آقا با آقاي بهاءالديني (ره) ارتباطي نداشت . آقاي فاطمينيا رابط آشنايي شدند و رابطه آقا و آقاي بهاءالديني خيلي نزديك شد .
بعد از رهبري مقام معظم رهبری ، آقاي بهاءالديني کسالتی پیدا کرده بودند و بيمارستان هم نميرفتند .
آقای خامنهای به آقای فاطمینیا گفته بودند که به آقای بهاءالدینی بفرمایید که حتماً دکتر بروند و اگر هزینهای هم دارد بدهید.
بالاخره به آقاي بهاءالديني گفتند كه آقا گفتند شما حتماً بيمارستان برويد.
خلاصه به خاطر دستور آقا، ایشان میآیند تهران بیمارستان خاتم و مدتی بستری می شوند برای معالجه .
اين را آقاي صديقي ميگفت، ميگفت من رفتم عيادتشان و به آقاي بهاءالديني گفتم آقا حالتان بعد از عمل چه طور است؟
آیت الله بهاءالديني گفتند : الحمد لله! الحمد لله! ما به حرف اين سيد (آیت الله خامنهای) گوش كرديم، آمديم بيمارستان، آقا (امام زمان) آمد ملاقات ما .
اين است، يعني اين مقدار گوش كردن به حرف ، تأثیرات داره ، آقا راضي ميشود . اين نائب است. به هر مبنايي بگيريد.
اين آقاي ماست، يك پارچه آقاست! 
حالا چی میشود که یک نفر حرفزدنش میشود آبرو. خودش میشود عزت، یکی دیگر نشده؟
تا یار که را خواهد و میلش به که باشد. آدم باید روی خودش کار کند و تا روی خودش کار نکند زیر بار این حرفها نمیرود. این آیه را دیده اید که ان الذین یجادلون فی آیاتنا بغیر سلطانٍ اتاهم ان فی صدورهم الّا کبراً. یعنی مشکل اینها فقط کبر است. همه این مجادلهها به خاطر کبر و خود بزرگبینی است.
منابع :
سایت استاد قاسمیان
وبلاگ حسین کاشانی


يكي از پرسش هاي مهم و البته جذاب ، براي بسياري از افراد اين است كه آيا امام زمان (عج) ازدواج كردند و فرزنداني دارند يا خير؟
جواب اين پرسش نتيجه خاصي ندارد و درد كسي را دوا نمي كند ، اما از نظر كنجكاوي هاي معمول دوران نوجواني ، براي خيلي از افراد مهم است و دوست دارند بدانند آيا از نظر ديني دليلي وجود دارد كه ثابت كند امام زمان (عج) ازدواج كردند يا خير و اگر ازدواج كردند ، خانواده ايشان كجا زندگي مي كنند و آيا آن ها هم عمري طولاني دارند؟
نمي توان به اين سؤال پاسخي قطعي داد و گفت : آن حضرت ازدواج كردند و فرزنداني دارند يا ازدواج نكردند ، زيرا وضعيت آن حضرت وضعيتي خاص و استثنايي است و ممكن است اين وضعيت ويژه ، زندگي خاصي را نيز بطلبد و ايشان مأمور به انجام اين سنت نبوي نباشند.
از طرف ديگر ، ازدواج با وجود اهميت و جايگاهي كه در فرهنگ اسلام دارد ، يك تكليف واجب نيست تا بگوييم امام زمان (عج) اين امر واجب را ترك نمي كنند. در طول تاريخ ، انبيايي بودند كه به دليل ضرورت هاي مسئوليت شان ، هيچ گاه ازدواج نكردند. در عين حال ، بر اساس برخي نشانه ها مي توان به پاسخي قابل قبول رسيد:
1. ازدواج واجب نيست و امري مستحب است ، اما در عين حال ، جزو امور مستحبي است كه بركات و ثمرات بسياري دارد تا جايي كه دوري از ازدواج ، امري ناپسند تلقي شده و در نتيجه اولياي خدا از اين سنت مهم نبوي پيروي مي كنند.
از طرف ديگر زندگي حضرت در خفا و داراي شرايطي خاص است ، اما در عين حال در روايات آمده كه امام زمان (عج)همانند ما زندگي در شهرها و مجالس ما رفت و آمد مي كنند و به صورتي غيرعادي زندگي نمي كنند. در نتيجه بعيد به نظر مي رسد كه آن بزرگوار در طول اين سال هاي طولاني غيبت به اين سنت عمل نكرده باشند.
2. برخي شواهد و قرائن ديني هم به نوعي تأييد مي كند كه آن حضرت برخوردار از خانواده و فرزندان است . مثلاً كنيه معروف امام زمان (عج) ، اباصالح است و گفته مي شود اين كنيه به معني پدر صالح از آن جهت به حضرت گفته شده كه ايشان فرزندي به نام صالح دارند. در برخي زيارت هاي امام زمان (عج) هم آمده كه ما خطاب به ايشان عرض مي كنيم:«السلام عليك و علي آل بيتك؛ سلام بر تو و بر خانواده تو». (مفاتيح الجنان ، زيارت امام زمان (عج) در روز جمعه) از اين تعبيرات هم به دست مي آيد كه گويا حضرت داراي خانواده و فرزنداني هستند.
محل زندگي و وضعيت خانواده آن حضرت
بر فرض كه بپذيريم آن حضرت داراي خانواده و فرزنداني هستند. اين سؤال مطرح مي شود كه اين خانواده در كجا و به چه شكلي زندگي مي كنند و آيا آنان هم از عمري طولاني بهره مندند؟
يقيناً به اين سؤال هم نمي توان پاسخي قطعي داد ، اما به نظر مي رسد كه بسيار بعيد است همسر و فرزندان امام زمان (عج) داراي عمر طولاني باشند ، زيرا طول عمر امام زمان (عج) معجزه و به جهت ضرورت هاي ديني است ، در حالي كه اين ضرورت ها در مورد ديگر افراد وجود ندارد.
در خصوص مكان زندگي خانواده حضرت ، هرچند مكان هاي نامعلومي مانند «جزيره خضرا» و مانند آن در اين باره نام برده مي شود ، اما اين گزارش ها قابل قبول و مستند نبوده و بهتر است بگوييم هيچ نشانه اي از وجود محلي خاص براي زندگي آن ها وجود ندارد و به احتمال زياد خانواده و فرزندان آن حضرت همانند همه مردم در گوشه اي ازعالم ، در عين گمنامي زندگي مي كنند.
منبع:نشريه انتظار نوجوان،شماره
آخرین خاندان و پادشاه حجاز قبل از ظهور

برای مطالعه این مقاله خیلی مهم به ادامه مطلب مراجعه فرمایید ...

متن کامل بیانات منتشر نشده امام خامنه ای در دیدار با جامعه مدرسین
من واقعا نفهمیدم که اینها حقیقتا دنبال اینند که حالا یک چیزی را در مقابل اسلام علم کنند. البته بدم می آید از این کاری که می کنند....آقای احمدی نژاد واقعا نمی خواهد ایران را مقابل اسلام و برتر از آن قرار دهد، چرا که هیچ رییس جمهوری به اندازه ی او از اسلام و آرمانها و ارزش های اسلامی در سازمان ملل سخن نگفته....
|
عصر امام خمینی (ره) (کلیب های برگزیده از سخنرانی های حجه الاسلام و المسلمین حاجتی) | |
| |
انصافا دانلود کردن و گوش دادن آنها جای استفاده داره












پاسخ به شبهات وهابیت 17
خداوند در قضيه كشته شدن قبطى به دست حضرت موسى (ع) فرمودند: «هذا من عمل الشيطان، انه عدو مضل مبين» و حضرت موسى (ع) گفت: «رب انى ظلمت نفسى فاغفرلى» آيا اين سخن دليل بر عدم عصمت موسى (ع) نيست و آيا عصمت با ظلم از بين مى رود؟ و اگر كشتن قبطى به دست موسى از روى خطا بوده است، چگونه با عصمت سازگار است؟
جواب اجمالى:
پاسخ قسمت اول اين است كه مشار اليه «هذا» آن زد و خوردى است كه دو مخاصم داشتند و تعبير به «عمل شيطان» براى اين است كه شيطان باعث عداوت بين آن دو نفر شده است.
اما قسمت دوم جوابش اين است كه اولا: موسى قصد كشتن قبطى را نداشت بلكه خطايى بوده است. ثانيا: جنبه دفاع از اسرائيلى داشت.
جواب تفصيلى:
در ابتداى جواب تذكر اين نكته لازم است كه طرح سؤال، درست به نظر نمى رسد و جمله «هذا من عمل الشيطان انه عدو مضل مبين([1])» قول حضرت موسى (ع) است كه خدا در قرآن از او نقل قول مى كند و نه قول خداوند.
سؤال از دو قسمت تشكيل شده است: قسمت اول اقرار حضرت موسى (ع) به ارتكاب خطا با تعبير «هذا من عمل الشيطان»، و قسمت دوم: اين كه اين كار ظلم است همان طور كه خود حضرت به آن اعتراف نموده است با تعبير «رب انى ظلمت نفسى فاغفرلى» و ظلم مخالف عصمت است.
در پاسخ قسمت اول مى گوييم: مشار اليه «هذا» حضرت موسى(ع) نيست بلكه مشاراليه آن زد و خوردى است كه دو مخاصم داشته اند كه منجر به قتل قبطى شده است و با دخالت حضرت موسى، او گرفتار خطر سختى گرديد.
علامه طباطبايى در تفسير الميزان مى فرمايد: «لفظ (هذا) اشاره به آن كتك كارى است، كه در ميان آن دو مخاصم واقع شده، و منجر به مرگ آن قبطى شده بود واينكه آن را به نوعى نسبت به عمل شيطان نسبت داد و صريحاً نفرمود: (اين عمل شيطانست) بلكه فرمود: (اين از عمل شيطانست)... چون شيطان است كه در ميان آن دو عداوت و دشمنى افكنده و به كتك كارى يكديگر وادارشان كرده است: پس در حقيقت جمله (هذا من عمل الشيطان) اظهار انزجار موسى (عليه السلام) است از آنچه واقع شد كه آن دو نفر به جان هم افتادند([2])».
در پاسخ قسمت دوم سؤال مى گوييم: بدون شك حضرت موسى قصد كشتن مرد فرعونى را نداشت و از آيه هاى بعدى نيز استفاده مى شود كه اين قتل عمدى نبوده است و به اصطلاح ترك اولى بوده است و اين با عصمت حضرت موسى (ع) منافات ندارد([3]).
علامه طباطبايى مى فرمايد: «از همين تعبير (فوكزه) استفاده مى شود كه: قتل مزبور عمدى نبوده زيرا اگر عمدى بود به جاى (فوكزه) مى فرمود: (فقتله). و اين عمل (كشتن قبطى) هر چند نا فرمانى موسى نسبت به خداى تعالى نبود; براى اينكه اولا خطايى بود نه عمدى، و ثانياً جنبه دفاع از مرد اسرائيلى داشت و مرد كافر و ظالمى را از او دفع كرد([4])».
و اما مطلب مغفرت از خداوند و اعتراف به ظلم، اين ظلم اصطلاحى نيست كه از گناهان محسوب شود و مغفرت معناى اصطلاحى نيست كه آن گناه را ببخش، بلكه معنايش اين است كه نفس خودم را به خطر انداختم و از اين جهت به نفس خود ستم كردم پس خدايا مرا از عواقب وخيم آن كه شرّ فرعونيان است خلاص گردان.
علامه طباطبايى مى فرمايد: «اين جمله (قال رب انى ظلمت نفسى فاغفرلى...) اعترافى از آن جناب نزد پروردگارش است به اينكه به نفس خود ستم كرده، چون نفس خود را به خطر انداخته بود... و گفته (فاغفرلى) معنايش مغفرت مصطلح و آمرزش گناه نيست، بلكه مراد از آن اين است كه خدايا اثر اين عمل را خنثى كن، و مرا از عواقب وخيم آن خلاص گردان و از شر فرعون و درباريانش نجات بده... نظير همان طلب مغفرتى است كه قرآن از حضرت آدم (ع) و همسرش حكايت كرده و فرموده: (قال ربنا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفرلنا و ترحمنا لكنونن من الخاسرين([5])).([6])». مخصوصاً اينكه حضرت موسى(ع) وقتى مأمور هدايت فرعون مى شود، مى گويد خداوند «فاخاف ان يقتلون» مى ترسم مرا بكشند. پس معلوم است كه منظور از ظلم، ترس از قصاص از طرف فرعونيان بوده، نه عذب الهى.
والسلام
--------------------------------------------------------------------------------
[1]- قصص/15.
[2]- علامه محمد حسين طباطبايى، ترجمه تفسير الميزان، ج16، مترجم سيد محمد باقر موسوى همدانى (چاپ دفتر انتشارات اسلامى، وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم) ص23.
[3]- ناصر مكارم شيرازى، تفسير نمونه، ج16، (ناشر دار الكتب الاسلامية، تاريخ چاپ ارديبهشت 1363) ص44.
[4]- محمد حسين طباطبايى، (پيشين)، ج16، ص23.
[5]- اعراف/23.
[6]- همان، ص24.

فروش شکلات مستهجن در برخی مغازه ها + عکس
در ادامه مطلب ...
اگر از سرهایمان کوهها بسازند....
چه با ابهت بودی وقتی که گفتی «می گویند آمریکا به برنامه هسته ای ایران سوءظن دارد ، که البته غلط می کند که سوءظن دارد»......و مطمئنم که فقط یک نفس مسیحایی تو لرزه می اندازد بر تن دجالهای زمان......
چه خوب گفته بود "پوتین" که «من مسیح را در رهبر ایران دیدم.»کافر که چنین بگوید ، وای به حال مسلمانانی که قدرت را نمی دانند.....
چه با ابهت بودی وقتی که در جمکرانی ترین روز هفته از ستاره های بیشمارت سان می دیدی و در پاسخ به پیرزن قد خمیده ای که در بالکن خانه اش به عکس دو شهیدش اشاره می کرد و می گریید ، عینک را برداشتی و دستی به گوشه چشمانت بردی.....
چه با ابهت بودی وقتی حرم حضرت معصومه را پر کردی از ستاره ها و بی بی را به یاد روز ورود خودش به قم انداختی.....
چه با ابهت بودی.....
خوش به حال آن کسانی که زیر امواج ستاره هایت ماندند و حقیقتا "جانباز" شدند....ما خیلی کم توفیقیم آقا!
ولی همه این ها فدای یک تار موی تو!آخر تو فقط رهبر ما نیستی!حقیقتا راست گفته اند که «چشم هایت غوغا می کند.»دلمان برای اشارتهای آن دست مجروح بهشتی و آن یکی دست روح اللهی ات تنگ شده بود آقا...مانده ام که چه قدر یک انسان می تواند کور باشد تا نبیند تلاطم ذرات عالم را برای استقبالت.....
آقاجان!بهای وصل تو گر جان باشد ، خریداریم!
همه این متن در یک کلام:
خامنه ای! تو آخرین سفیر خورشیدِ مسافری که دارد برمی گردد از سفر.
ای ماه! بگو از کدام طرف چراغانی کنیم برای حضرت سحر.
------------------------------------------------------------------------------
و در پایان:
اگر از سرهایمان کوه ها بسازند ، فرزندانمان در کتاب تاریخ نخواهند خواند که "خامنه ای تنها ماند".
